مجله بعدی کلاه استودیو با همکاری رامالله آندرگراند از قلسطین انجام می شود. فکر کنم چیز خوبی در می آید . مجموعه عکس های عالی را برای این مجموعه در نظر گرفته ایم . امروز به دنبال مصاحبه با یک گروه راک ضد امریکایی در استامبول کلی دردسر داشتم و آخر سر نوار برای ضبط مصاحبه کم امد. از این ژس به جای نوار یاد داشت می کنم.

+
نوشته شده در ساعت   توسط رها کوتاه
مطلب را به بالاترین بفرستید:
صیهونیسم دنیا را برای خود می خواهد رسانه های رسمی غرب به شکل منزجر کننده ای دروغ تحویل جهان می دهند
سرمایه داری و قدرت طلبی حتی راه هنر و بیان آزاد را سد می کند رسانه های بین المللی , دروغ می گویند
آنها نمی گذارند مردم جهان از علل مبارزات مردمی ما با امپریالیسم و سرمایه داری آمریکا آگاه شوند؟رسانه های رسمی وحتی مردمی ,مفهوم “انسان” و “صلح ” را دستمالی می کنند
استادان هنر زمانه , از ترس از دست رفتن اعتبار رسمی شان سکوت می کنندآزادی امری درونی است
دانلود فایل زیپ حاوی شرایط شرکت در فراخوان به صورت پی دی اف
ما راضی نیستیم
جمله های بالا خلاصه ای از واقعیاتی است که ما را ناراضی کرده اند
از همه هنر مندان جهان دعوت به همکاری می کنیم. پولی در کار نیست و چیزی عاید کسی نمی شود .می خواهیم جنبه زیبایی از وجود انسانی خود را به اشتراک بگذاریم ونقش واقعی هنر مند را- جدای از دین,ملیت, نژاد , جنسیت و سایر محدودیت های دروغینی که بشر برای خود ساخته- بزرگ بداریم
در تمامی زمینه های هنری قابل انتشار در اینترنت
ویدئو , موسیقی , ادبیات , شعر و نوشته های کوتاه ,نقاشی ,گرافیک و تصویر سازی ,هنر شهری و گرافیتی ,عکس و …
ویدئو :
ویدیو مستند , داستانی و ویدئو های هنری و مفهومی کوتاه:کمتر از 10 دقیقه
آثار پویانمایی فلش
موسیقی :
تمامی گونه های موسیقی با کلام و بی کلام
راک , رپ,رگه , فانک , تجربی , وکلیه فایل های صوتی که مستقیما و به وضوح موضوعی انسانگرایانه یا صلح طلبانه داشته باشند
هنر های بصری:
عرض کوچک تر تصاویر ارسالی نباید از 600پیکسل پایین تر باشد
وضوح تصاویر ارسالی 72
حجم فایل تصویری از 200 کیلو بایت تجاوز نکند
نقاشی:
کلیه آثار نقاشی که ارتباطی با موضوع داشته باشند پذیرفته می شوند
گرافیک :
بخش اول
پوستر ,تصویر سازی, کارت , برچسب و هر گونه لوگو و طرح گرافیکی در رابطه با موضوعات صلح , عدالت , دروغ های رسانه ای ,محدودیت های هنرمندان برای استفاده در این شماره به کار می آیند.
بخش دوم
از هنرمندان طراح و گرافیست دعوت می شود که در صورت تمایل یک صفحه کامل با اندازه های زیر وموضوعات بالا طراحی کرده وباعث
ایجاد تنوعی جذاب در فضای نشریه گردند .
width : 800pixels height : 600 pixels
.هیچ محدودیتی جز اندازه و موضوع کلی وجود ندارد
در صورت تمایل شما , ما می توانیم تا سه عکس و به میزان کافی مطلب برای طرح شما در اختیار تان بگذاریم. ,
طراحانی که مایل به طراحی یک صفحه کامل هستند می توانند مطلب و عکس ها ی خود را ارائه دهند و کار خود را شروع کنند.لطفا توجه داشته باشید که تمامی عکس ها و مطالب صفحه شما باید از منبع اصلی و با ذکر دقیق نام و مشصات صاحب اثر باشند .
عکس :
آثار عکس مرتبط با ایده کلی
توجه : عکس مستند از درگیری ها وانقلاب های مردمی در دنیا
ادبی :
کلیه نوشته ها به تمامی زبان ها , از امضا ی اسکن شده تا شعر و داستان های بسیار کوتاه و نوشته های نا به هنگام و به هنگام
هیچ محدودیتی .جز موضوع وجود ندارد.
بهتر است تمامی دوستانی که در این بخش ما را یاری می کنند نوشته خود را اسکن کرده و تصویر گیف یا جی پی جی دست نویس خوانا و سیاه وسفید ان را برای ما بفرستند.
فایل های تایپ شده نیزپذیرفته می شوند
فرم و تشکیلاتی وجود ندارد فقظ نام , نام حانوادگی ,اطلاعاتی د باره خودتان یا توضیحاتی در باره آثار به ما و بینندگان کمک خواهد کرد که بیشتر با فضای کار های شما آشنا شویم., نشانی پست الکترونیکی ودر صورت امکان آدرس پستی خود را به هراه آثار برای ما بقرستید.
هنر مندان در صورتی که سایت شخصی داشته باشند , بهتر است که نشانی سایت یا صفحه اینترنتی خود را برای ما بفرستند.
تامی آدرس ها به نوعی در نشریه معرفی می شوند.
آثار خود را به آدرس های مربوط بقرستید
آثار موسیقی و فایل های صوتی : aswatt @ gmail.com
آثار تصویری , ویدیو و عکس : kolahstudio @ gmail.com
تماس , نظر و سوالات بیشتر : irangraffiti @ gmail.com
برای دانلود نشریه قبلی اینجا کلیک کنی
http://www.kolahstudio.com
http://www.ramallahunderground.com
http://artcritique.blogspot.comhttp://irangraffiti.blogspot.comhttp://kebritproject.blogspot.com
+
نوشته شده در ساعت   توسط رها کوتاه
مطلب را به بالاترین بفرستید:
قرارا است چشم دشمنان را جدی جدی کور کنیم و این بار هم جدی و پر انرژی دنبال کار ها را خواهیم گرفت . این متن را با اجازه مدیر کلاه استودیو می گزارم تا خبرم کمی داغ با شد . به زودی متن و شرایط و زمینه های شرکت در این شماره نشریه هنر زیرزمینی منتشر خواهد شد.

این مجله این بار توسط هنر مندان زیرزمینی ایران و فلسطین انجام می شود ....بقیه را بعدا می نویسم... باید صبر کنم.
+
نوشته شده در ساعت   توسط رها کوتاه
مطلب را به بالاترین بفرستید:
آقا یک خبر تاز ه تازه مال همین الان . رادیو ی موسیقی تجربی َ رادیو موسیقی بی ادب و به قول کارن رشاد عزیز َ رادیو ی موسیقی واقعی آندرگراند کلاه استودیو را ه افتاد . حالا می تونیم آهنگ های هیپ هاپ َ تجربی َ راک و ...ایرانی رو ( البته نه برای اونهایی که موسیقی ترو تمیز و با کیفیت دوست دارن ) به راحتی دیدن تجربه هنر شهری َ بشنوید.آهنگ رپرزنت بدنام رو فراموش نکنید
حالا چرا اندگراند واقعی ؟؟ چون کارن حرف خوبی می زنه . آندگراند واقعی اونهایی نیستند که دارند چنگ می زنن تا حودشون رو برسونن روی زمین و معروف شن.... جالا ولش من قول دادم حرف اضافی نزنم
irangraffiti
+
نوشته شده در ساعت   توسط رها کوتاه
مطلب را به بالاترین بفرستید:
خیلی لذت بردم از پاسخ هایی که مش صفر به این روزنامه نگار ایرانی داده اند...
چقدر دوست داريد افسانه مش صفر باقى بماند؟
من اينگونه فكر نمى كنم دوست عزيز. زمانى فكر مى كردم پيكاسو نقاش كاملى است. شروع كردم به كپى كردن كارهايش ولى بعدها فهميدم «براك» نقاش تر است. پيكاسو يك سوپراستار است. زمان هايى كه به مردم فكر مى كرد و خودش بود، كارهايش عالى هستند ولى يك منتقد انگليسى درباره اش مى گويد: پيكاسو يك شواليه روى صحنه است.
شواليه ها جنگجوهاى خوب و شمشيرزنان ماهرى بودند كه گاهى احساساتى مى شدند و سازى هم مى زدند. شواليه ها همانند مغنى هاى ما هستند. ولى جنگجو بودند و لباس رزم مى پوشيدند. اما مغنى هاى ما سازشان، اسلحه شان بود. آن را به دوش مى انداختند و يك جا هم سكنى نمى گزيدند. سفر مى كردند و به خاطر همين است كه هيچ اسمى از آنها نيست. به نظرم عرفا هم از مغنى ها اين نوع زندگى كردن را آموخته اند همانند شمس. امكان دارد بالاخره روزى در ايران يك نقاش درست و حسابى پيدا شود و زمانى كه از گذشته صحبت مى كند، بگويد يك آدمى بود به نام مش صفر كه نقاشى مى كشيد. همين براى من كافى است.
•
اين بيان تند احساسات از كجا نشات مى گيرد؟نمى دانم. واقعاً براى اين سئوال نمى شود جوابى داد كه سئوال را حل كند. اما به بچگى ام كه نگاه مى كنم و الان مى گويم «دوران زندگى»، يادم مى آيد كه عادت داشتم داستان سرايى كنم. خواهر و برادرانم از من مى خواستند كه قصه اى را برايشان باز هم تعريف كنم. مى پرسيدم كدام يكى؟ به موضوعى اشاره مى كردند كه يادم نمى آمد. ولى شروع مى كردم به تعريف كردن، مقدارى كه مى گذشت اعتراض مى كردند كه اين قصه فرق مى كند و قبلى نيست. من هم مى گفتم حالا گوش كنيد. داستان كه جلو مى رفت، محو قصه جديد مى شدند و يادشان مى رفت. در واقع داستان قبلى بود ولى مثل قبلى نبود.
در زمان جنگ و بمباران، شيئى كه مدت ها بود از زندگى ما بيرون رفته بود، به خاطر تكنولوژى، دوباره بازگشت. چراغ نفتى ها. شب ها كه خاموشى بود، روشن اش مى كرديم و هنگام بمباران كم و زيادش مى كرديم. يك شب نگاهش كردم و فكر كردم آشناست. مهجور بودن اش، گم شدن و دوباره پيدا شدن اش. من را ياد خاطره اى مى انداخت كه نمى دانستم چيست. تا اينكه يك شب ناگهان يادم آمد. حدود چهار سالم بود كه برادرم به دنيا آمد و مادرم مرا فرستاد خانه مادربزرگم. توالت خانه در حياط بود، مجبور بوديم چراغ نفتى را روشن كنيم و با خودمان ببريم. يك شبى خيلى ترسيدم. سايه يك مرد را روى پارچه آويزان دم توالت ديدم و فرياد زدم. حالا نگو اين سايه درختى است كه از نور چراغ نفتى روى پارچه افتاده است.
•
و سال ها بعد چراغ نفتى شما را ياد آن خاطره انداخت.من الان در سن شصت سالگى مى توانم بگويم اين سايه هاى تند در كارهايم از كجا مى آيد. در غرب وقتى اين نوع سايه ها و نورهاى تند كنار هم قرار مى گيرند به اصطلاح مى گويند نقاشى اكسپرسيونيستى است. اما من به اين لغت ها و قراردادها كارى ندارم.
هنرمندى كه به دنبال خودشناسى باشد از همه چيز درس مى گيرد. از نوشته ها و نانوشته ها درس مى گيرد ولى آزاد و رها كار مى كند. چرا كه هنر هزارراه و هزارجادوست. اگر كارهاى من اكسپرسيو است به خاطر اين نيست كه از سرمنشأاش يعنى آلمان چيزى آموخته باشد. قطعاً من از اطرافم تاثير پذيرفته ام.
قبل از رفتنم به اروپا، يك روز در جمعى انتقاد مى كردم به نويسندگان و نقاشان مان. من پاى اين البرز به دنيا آمده ام. هر روز اين البرز را مى بينم و جزء نفس ام شده است. سرنوشتش برايم مهم است. وقتى پشت آلودگى هوا گم مى شود با خودم فكر مى كنم در حال خفگى است. چرا هيچ كس از دماوند با اين عظمتش حرفى نمى زند. در تمام كارهاى من كوه هست. درخت هست. چرا كه من اينجا به دنيا آمده ام.
در اروپا يك نفر آمد يك چيز را به پشت بوم سفيد فشار داد، اينجا هم يك نفر پيدا شد آن كار را كپى كرد. آنها شن پاشيدند، يك نفر ماسه پاشيد. يك نفر ديگر گوشت كوب و ديزى چسباند روى بوم. مينى ماليسم در معمارى معنايى دارد اما در نقاشى افتضاح است. آن سال ها اگر كسى فيگوراتيو كار مى كرد، در همه دنيا، مسخره اش مى كردند. اما من به جاى اين كارهاى مينى ماليستى، رفتم پرده هاى قهوه خانه اى را نگاه كردم. من بچه قهوه خانه هستم نمى توانم مانند فرنگى ها كار كنم.
•روش شما براى اين يادآورى چيست؟
من روش اش را نمى دانم. اگر كسى بفهمد كه خودى دارد مطمئناً روش خودش را خواهد داشت و چون اين روش مختص خودش است بنابراين تاثير مى گذارد بر مخاطب اش. بيننده را به جهانى مى برد كه ديده است و اين را بدانيد كه اگر هنرمند باشد جهانى را كه نشان مى دهد در خاطره ها وجود دارد.
•
هنرمند بودن با نبودن چه فرقى دارد؟
هنرمند كسى است كه در واقع با زندگى رابطه برقرار كند و چون اين رابطه را برقرار مى كند مى تواند منعكس اش كند و فقط يك هنرمند مى تواند اين كار را انجام دهد، خوب و بد هم ندارد.
فاصله بين نقاش و مدلش فاصله اى كهكشانى است. زمان نقاشى، نقاش يا رنج مى كشد يا به راحتى كار پيش مى رود. وقتى كار به اتمام مى رسد شاد مى شود و مدل زمانى كه صورت اش را مى بيند از نقاش مى پرسد تو از كجا فهميدى كه من عصبانى هستم و براى خودش هم سئوال مى شود كه آيا اين شخصيت واقعى اش است.
•يعنى شما معتقديد كه هنرمند آن فاصله كهكشانى را پر مى كند.
طى مى كند. دست مدل اش را هم مى گيرد تا او هم طى كند. براى همين است كه شادى و خوبى در مقابل بدى و ماتم ماندگار شده است. البته غم خوب است براى همين گفتم ماتم. چرا كه غم با ماتم فرق مى كند
در سایت شرق مصاحبه کامل را بخوانید...در سایت شرق بخوانید کلیک کنید
+
نوشته شده در ساعت   توسط رها کوتاه
مطلب را به بالاترین بفرستید: